اينجا بود که من از بزرگسالی استعفا دادم و دوباره يک کودک ۸ ساله شدم!

وقتی يه کودک ۸ ساله باشيد حتما بايد به مدرسه هم برويد! اگر يک کودک نيمه ۸ ساله و نيمه ۲۰ ساله باشيد حتما بايد انشايی هم بنويسيد!

  • انشای يک کودک ۸ ساله
  • موضوع: مادر بزرگ...

مادر بزرگ زنيست که خودش بچه ندارد اما عاشق دختر پسرهای کوچک آدمهای ديگر است و پدر بزرگ شوهر اوست  . پدر بزرگ با پسرها به پياده روی ميرود و با آنها از  ماهيگيری و چيزهای بی معنی ديگری مثل آن صحبت ميکند.

مادر بزرگها کاری جز اين که کنار ما باشند ندارند. آنقدر پير هستند که نبايد بازيهای سخت بکنند يا بدوند . کافيست که با ماشين مارا به سوپر مارکتی ببرند که اسب متحرک سکه ای داشته باشد و البته خوبی مادر بزرگها اينست که هميشه کيف پولی پر از سکه دارند.

همچنين اگر مارا به پياده روی ببرند هرگر نميگويند : زود باش ؛ عجله کن؛ دير شد. و با اينکار ميتوانيم گلهای قشنگ و برگهای زيبايشان را ببينيم.

اکثر مادر بزرگها چاق هستند اما نه آنقدر چاق که نتوانند بند کفشهای مارا ببندند. آنها عينک ميزنند و با مزه اينست که ميتوانند دندانها و لثه هايشان را درآورند!

نيازی نيست که مادر بزرگها خيلی باهوش باشند. تنها کافيست به سوالاتی نظير چرا سگها دنبال گربه ها ميکنند و... جواب بدهند.

مادر بزرگها به ما بچه گانه حرف نميزنند. کاری که اغلب بزرگترها ميکنند و با اين  طرز حرف زدن؛ سخت است که منظورشان را بفهمي.

وقتی برای ما قصه ميخوانند ؛ قسمتهايی از آن را برای اينکه بارها برايمان خوانده اند و تکراری شده است جا نمياندازند.

هر کس بايد سعی کند که يک مادر بزرگ داشته باشد. زيرا آنها تنها بزرگترهايی هستند که هميشه وقت دارند.

...

/ 0 نظر / 2 بازدید