gol2.jpg

منطقه ی غیر نظامی را ترجیح میدهم.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

کشورهای تسخیر شده را بر کشورهای تسخیر کننده ترجیح میدهم.

ترجیح میدهم به چیزی ایراد بگیرم.

قصه های برادران گریم را بر اولین صفحه ی روزنامه ها ترجیح میدهم. 

برگهای بی گل را بر گلهای بی برگ ترجیح میدهم.

چشمهای روشن را تر جیح میدهم؛ چرا که چشمهای من تیره است.

کشوها را ترجیح میدهم....

 

******

 

((پدر دختر و پسر هنوز بر سر میزان طلایی که بناست مهر دختر شود ، بحث میکنند... پیرمرد عاقد حوصله اش لبریز میشود .با بیقراری میان بحثشان میگوید:

طلا تویی؛ طلا منم!. طلا سلامتی و رزق و روزیه...منتها من باب رسومات مینویسم...5 مثقال طلا به نشانه ی...))

سر از کتاب میگیرم. پنج مثقال! این داستان باید مال عهد دیرینی باشد! به قول مارمولکی این روزها با پنج مثقال حتی فحشم به کسی نمیدهند!

 

******

 

festival1.jpg

 

16 و 17 این ماه یعنی کمتر از دو هفته دیگه یعنی پنج شنبه و جمعه این هفته نه ، پنج شنبه و جمعه هفته بعدش که به عبارتی میشه  10 روز دیگه(30.gif) موسسه پیام امید به مناسبت نیمه شعبان بازارچه خیریه ای برای کمک به کودکان بی سرپرست گذاشته...

 

بلاگرهای عزیز هم گویی تصمیم گرفتند روز جمعه ساعت 11 به بعد تو بازارچه جمع باشند!

بقیشم برید از وبلاگ حامی بخونید...

 

logosite.jpg?unq=-3ifsnm

 

در ضمن تو این بازارچه یه غرفه به بلاگرها اختصاص داده شده ...

خلاصه ناز نکنید بیاین! فکر کنم خيلی خوش بگذره04.gif

 پی نوشت: دليل خوش گذشت تو بازارچه اينه که شما ميای اونجا کلی احساس خوب و مثبت به دست مياری انرژی ميدی و متعاقبش انرژی ميگيری... خلاصه اين جور جاها معمولا ايجاد حس خوبی در آدم ميکنه...

/ 0 نظر / 2 بازدید