شوريدگی

gol2.jpg

امروز یه چیز جالب رو فهمیدم! اتللو ته مرد سالاری بود! یعنی اصلا یه مرد سالار حقیقی بود!<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

بیچاره دزدمونا! عاشق چه گاوی شده بود!

آقای شکسپیر دستتون درد نکنه با این اتللو زاییدنتون!

خدایی دیگه!

یعنی تا به یه مردی گفتند زنتو دیدیم داره با یه بابایی حرف میزنه که نباید عین احمقها بزنه  زنشو بکشه! حالا تحقیق بخوره تو سرش! حداقل ادعای عاشقی نکنه!

در نتیجه عشق اتللو یک احساس جنسی صرف بوده و بس! چون حسادت حاصل شده...

عاشق واقعی همیشه فکر هم میکنه! کاری که اتللو اصلا بلد نبود!

یاگو هم هر بذاتی که بود حداقل هوش و فراست خوبی داشت! نقطه ضعف طرفشو خوب شناخته بود!

 بی عقلی...

 

------

 

یه چیزی رو این روزها خوب دارم میبینم: ماها اکثرا وقتمون رو صرف تصمیم گیری میکنیم!  یعنی از صد در صد روزمون رو 75درصدش رو تلف تصمیم گیری میکنیم و 25 درصد باقی مونده رو میخوایم بزاریم برای 70 درصد تصمیم. اکثر ماها از اینکه این تصمیمهایی که اینهمه وقت صرفشون کردیم رو عملی کنیم میترسیم...

شاید چون فقط بهمون یاد دادند حرف بزنیم...

 

------

 

یادش به خیر یه بار یه شعری رو اینجا گذاشتم که الان فقط همینش یادمه:

 

تو مرد من نمیشی

تو مرد هیچکس نمیشی

باید تو رو رها کنام شاید یه روز بزرگ بشی

من مرد میخواستم

شریک جنسی که هر جایی فراوونه...

 

چقدر این شعر جای فکر داره ها!

 

------

 

در نهایت:

آگاه باش به آزادی گزینش دلخواه خود...تصمیمات خود را بر شهامت و بی غرضی استوار کن و گاهی هم اندکی جنون همراه آن کن!

این جنون همان شوریدگیست...

/ 0 نظر / 5 بازدید