• چه اومدنی! چه رفتنی!

 

وقتی من خودم خودمو جدی نميگيرم  از شماها چه توقعی ميتونم داشته باشم!اهمين يه ربع پيش هم هيچ انگيزه ای برای وبلاگ نويسی نداشتم اما از اونجا که من واقعا آدم دمدمی مزاجی هستم و تو لحظه ها زندگی مينکم؛ عين يه گاو متشخص!  دوباره اينجارو مينويسم!

حالا اصلا ميدونيد چرا! چون باز من يه مقداری تو قليون زيادی روی نمودم! اينه که الان کلی جو گيرم! خوشحالم! به معنی واقعی گاوم! تا همينجاشم  ۵ تا غلط املايی تو تايپ داشتم! از بس گیجم! حالا يه چيزی من شادی هامو گم کرده بودم اما الان بعد از نيم ساعت تفکر  واقعا پربار به اين نتيجه رسيدم که: آخه دختر خوب ! الهام عزيز ! آخه بيشعور! يعنی چی خودتو لوس می کنی! تو اگه واقعا قصد ننوشتن داشتی هيچ وقت اعلام نميکردی که! عين يه افسرده واقعی بی سر و صدا وبلاگ نويسی رو ول ميکردی! اينه ديگه! من اينم!

 بازم حرف دارم يعنی فعلا شادم! همينجوری الکی! بازم ميام مينويسم تو همين پست!

۱۲:۰۲

...............

/ 0 نظر / 4 بازدید