<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

خوب در پستهای بعد به ادامه تعریف قصه و قصه نویسی و از این چیزا میپردازیم

 

امــــــــــــــــــــــا اگه گفتین وقت چیه؟

ایول ! الان وقت تبلیغه!

خودتون میدونید که من اهل تبلیغ و اینا نیستم! اما خداییش این یه وبلاگه با یه نویسنده ویژه!

خودش میگه:

Wishkah

نام روديست.

قلب طبيعت. پاكترين عنصر، آب. هميشه جاري ،هميشه پاك ، هميشه تازه.

 

سهند نویسنده وبلاگ (( ویشکاه)) انسانیست با خصوصیتهای خاص:

1- شدیدا خونسرده ! هر کی تونست لج اینو در بیاره پیش من جایزه داره!!!

2- هر چیزی رو میتونه تبدیل به گاو کنه! سهند جان من از همین جا ازت میخوام که تمام ارتباطاتی که بین موجودات هست و اونا رو تبدیل به گاو میکنه رو برای ما شر ح بدی تا به قول خودت بشیم مهندس!

3-نه اینکه الان خیلی وبلاگ نوشته و وبلاگش پر از مطالب مختلفه!( باور نداری برو خودت ببین!!) تصمیم داره از وبلاگ نویسی کناره گیری کنه!

 

خلاصش اینکه عین بچه آدم میرید بهش انگیزه و روحیه و از این چیزا میدید!

 

------

 

آنتومی یک دوست:

 

چشمها

برای دیدن بهترینهای وجود تو

 

دهان

برای گفتن حقایق و صحبت با تو در لحظات دشوار و سخت زندگی

 

شانه ها

قوت قلب تو هنگامی که احتیاج به پشتیبان و تکیه گاه داری

 

بازوها

برای در آغوش گرفتن تو

 

دستها

حمایت کردن از تو هنگامی که احتیاج به همراهی داری

 

پاها

برای در کنار تو بودن و قدم زدن با تو

 

قلب

محلی برای ارسال محبت به تو

 

------

 

(( ماه بالای سر آبادیست

اهل آبادی در خواب.

روی این مهتابی ، خشت غربت را میبویم.

باغ همسایه چراغش روشن.

من چراغم خاموش.

ماه تابیده به بشقاب خیار، به لب کوزه ی آب))

 

(سهراب)

 

 

 

 

/ 0 نظر / 5 بازدید