gol2.jpg

تو مرد من نمي‌شي
تو مرد هيچكس نمي‌شي
من كه از اول مي‌دونستم...
توي آغوشت بوي زنگار مي‌گيرم...
بسه ديگه، خسته شدم!‌
دارم از خفقان اين همه سكوت مي‌ميرم
ديگه مي‌خواهم اين حلقه پنهوني رو از انگشتم دربيارم
مي‌خواهم جاي بوسه‌هات رو از همه وجودم پاك كنم
مي‌خواهم حسرت تمام نطفه‌هاي به دنيا نيامده‌مون رو تا ابد توي دلم نگه دارم!
و تو رو با آرزوهاي گم‌شده‌ات تنها بذارم.
شايد بدون من زودتر مرد بشي...
شايد بدون تكيه‌گاه شونه‌هايم بالاخره رو پاهاي خودت بايستي
هم بستر كه تو كوچه و خيابون فراوونه...
من مرد مي‌خواستم
<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

( نمیدونم مال کیه ، فقط توش یه درد پنهانه)

تاحالا شده که تصمیم گرفته باشید توی دیوانه خونه زندگی کنید؟ جایی که دست کم میتونی خودت باشی!

پسری بود که پدرش وکیل بود، مادرش پزشک بود، عموی بزرگش قاضی بود و داییش نویسنده بود. برادر بزرگش  موسیقدان بود و پسر داییش قهرمان ورزشی بود...

اطرافیش رو آدمهای موفقی پر کرده بودن که هر کدام فکر میکردند که کارشون از بقیه درست تره و از این ته تغاری خونواده انتظار داشتند که مثل اونها بشه. در مورد معلمهای مختلفش هم موضوع همین بود. معلم ریاضی شدیدا دنبال این بود که علاقه پسر رو به مهندسی سوق بده و ...

خلاصه هرکسی توقع داشت که پسر چیزی بشه شبیه اون! فقط یادشون رفته بود که پسر باید خودش باشه! منتها جایی نبود که اون بتونه خودش باشه! پس خودش رو به جنون زد و حالا تو تیمارستان داره آزاد و رها خودش رو زندگی میکنه...

******

پوریا عزیز که نمیدونم کی هستی و این که اگه ای دی یاهو نداری چه طوری با این داداشی من چت میکنی!( اگه داشتی بهتر میبود!و بهمون ای دی بهت پی ام میدادم) محمد به شدت گرفتار درسه و به اینترنت هم دسترسی نداره! اینم به اون چند نفری که ازش خبری میخواستند! این داداشی ما حالا یکم در سخون شده! بدم مامان براش  گل گاوزبون دود کنه( از اسپند گذشته!).

******

شب یلدا فراموش نشه!

 مطمئن باشین هندونه هم داریم!

Shab_yahlda_1383

بهر سماع از خانه ام- رفتم برون رقصان شوم

 

                             شوري بر انگيزم به پا- خندان شوم- شادان شوم

 

 

/ 0 نظر / 3 بازدید