gol2.jpg

چرا؟ <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

چرا این همه من دچار چرا شدم؟

چرا های زیادی در زندگی من داره نهادینه میشه!

مثلا:

چرا انقدر سریالهای آبکی از فیلمهای ناب و تاریخی بیشتر میچسبند؟

چرا من همش امسال به همه میگم کریسمس مبارک؟

چرا انقدر بیخود میخندم؟

چرا این جمله(( هیچکی منو دوست نداره؟)) داره انقدر معجزه میکنه؟

چرا آسمون تو روزها آبی روشنه و شبها انقدر تیره؟

چرا کسی  به جای گل رز،شبدر هدیه نمیده؟

چرا امان بیخودی به وبلاگ من گیر داده؟

چرا مردها وقتی سنشون صیر صعودی رو طی میکنه ، موهاشون سیر نزولی پیدا میکنه؟

چرا علی ما انقدر لپهای، لپ کشانی داره؟

چرا من هر چی مینویسم برای ده نمره عملی این ترم، همشو پاره میکنم؟

چرا ابی و عارف و گوگوش تو ایران کنسرت نمیزارند؟

چرا من انقدر دارم چرت میگم؟

چرا به قول یکی از دوستام آدم عمیقی نیستم اما خیلی عجیبم؟

چرا من عجیبم؟

چرا عمیق نیستم؟

چرا موهای من انقدر فرفریه؟

چرا انقدر سفیدند، این موهام؟

چرا من همه رو میک آپ میکنم اما خودمو بلد نیستم آرایش کنم؟

چرا انقدر دورو بر کامپیوتر من پر سی دی های ناشناختست؟

چرا انقدر زندگی من خاک تو قندونه؟

چرا بابا نوئل تو ذهن من این ریختیه ؟

چرا این همه چرا؟

چرا همه مردها ززذ هستند؟

چرا تو داری فکر میکنی ززذ یعنی چی؟

چرا انقدر متراژ خونه ما زیاده و همش سرده؟

چرا من دارم اینا رو مینویسم؟

چزا یه دل میگه برم یه دل میگه بمون؟

چرا یکی بهم گفت تو داری خودسانسور میشی؟

چرا من فکر میکنم آدم خود سانسوری نیستم؟

چرا من همش با اکثر آقایون سایت پرشین تاک مشکل دارم؟

چرا من این همه ایده دارم اما پای نوشتن که میاد وسط خالی از هر چی گفتنه، میشم؟

چرا هر کی از خونه قهر میکنه میاد وبلاگ نویس میشه ، درست مثل من؟

چرا تو داری اینا رو میخونی؟

چرا کامنت میذاری؟

چرا مجله فیلم انقدر زرد شده؟

چرا کسی دریمرز رو نمیده من ببینم؟

چرا آقای عقل کل( از هم کلاسی های به شدت مکرم!!!!!!) تواضع بیش از حد نمایشی داره؟

چرا بشریت به سوی پوچی میل میکنه؟

چرا من جدیدا انقدر سیگار میکشم؟

چرا هی لاک سبز میزنم؟

چرا انقدر رضا تو دوستان من زیاده؟

چرا بابام انقدر گیر بیخود میده؟

چرا مامانم دیگه گیر نمیده؟

چرا محمد هر شب که با مامان اینا حرف میزنه با من حرف نمیزنه؟

چرا دلم نمیخواد باهاش حرف بزنم؟

چرا این ماه انقدر تولد داشتیم؟

چرا روی تو کم نمیشه، دیدی خود سانسور نیستم؟

چرا حسام هر هفته خونه ماست؟

چرا ما دوتا انقدر تفاهم داریم؟

چرا من این تفاهم رو با برادرم ندارم اما با داییم خوب دارمش؟

چرا من نباید ازدواج کنم؟

چرا اگه دچار شکست شدم و طلاق شدم نباید زیاد برام مهم باشه؟

چرا روت کم نمیشه؟

چرا من هیچی تو دلم نمیمونه؟

چرا یکی نمیاد جلوی منو بگیره تا اینا رو ننویسم؟

چرا ...

آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

آخیش!حالا دیدم که حتی پیچیدگی هم ندارم! من خیلی خسته ام...

خسته...

------

پی نوشت: انقدر گيجم که زدم پست ديشب رو پاک کردم!

آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟17.gif18.gif30.gif

/ 0 نظر / 6 بازدید