gol2.jpg

خوب، خوب، خوب! تسلیم!<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

ببخشید!

من اشتباه کردم!

یعنی فکر میکردم وبلاگ یه جاییه برای حرف زدن! حتی اگر یه سری چرت و پرت داری که نمیدونی کجا پرتشون کنی و مزاحم کارهای روزمرت هستند ، میتونی بیای اینجا بگی!

اما ظاهرا اشتباه میکردم!

مثلا بعضیها میان نوشته هام رو قضاوت میکنند!

یکی میگه الهام چی شده؟ چرا افسرده شدی؟ جو گیر شدی؟

یکی میگه این اهنگها چیه گوش میدی ؟ فرهاد گوش نده ! اونو  گوش نده جواته! اینو گوش بده فلانه!

یکی میگه چقدر مبهم مینویسی! یه جور بنویس که من تا ته ماجرا رو بفهمم!!!!!!

یکی میگه الهام عزیز به نظر من در این برهه زمانی تو در مرحله ی بلوغ عقلی و حسی هستی!

یکی ایمیل میده ، یکی تو مسنجر افلاین میزاره ، یکی با تلفن میگه ...

خلاصه همه دچار یه جور اشتباه با مزه شدند حالا اسم اون اشتباه رو شما بگید!!!!

من هر چی رو که فکر کنم، منو دچار سردرگمی میکنه میام اینجا مینویسم و میفرستمش ته یه مرداب! و برای من از اون مرداب فقط منظره ی یک نیلوفر آبی میمونه...

 

یکی میگه چون تو ظاهر بینی و هر کی خوشگل یا خوش تیپ باشه آدم حسابش میکنی( وای 2 ساعت خندیدم) هنوز آمادگی نداری و این حرفها...

دلم میخواد داد بزنم بسه!

بس کنید!

 

 

خیلیا از دستم ناراحت میشن که الهام چرا چند وقتیه زنگ نمیزنی ؟ چرا دیگه قرار آخر هفته، کوه و پیکنیک رو پایه نیستی؟ ...

آخه من چه جوری به دوستام بفهمونم که گاهی آدم فکر میکنه اگر سردرگمیهاشو  با خودش به جایی ببره فقط باعث رنجش میشه! حالا خر و بیار که باقالیا برای بار شدن آمادست!!

تصمیم گرفتم دیگه اینجا از خودم چیزی ننویسم.

همش میگم کاش هیچ بلاگری منو از نزدیک نمیشناخت. کاش من یه ناشناس بودم... اونوقت چقدر حرف برای نوشتن داشتم.

اگه کسی الهام رو نمیشناخت چقدر الهام  برای نوشتن راحت بود...

 

در دامن فرسوده ی کویر،

در بستر این خاکی اسیر،

با آن نگاه سخت نشسته در انتظار،

با بوته های خار

در دل نشسته گرمی یک گوی آتشین،

یک ناله ی غمین،

هر لحظه پای میرود اندر شکاف خاک،

میگوید: آه ، آب!

 پی نوشت: نصفه شبی دوباره هوس وبگردی زد به سرم. گفتم برم وبلاگ سارا! يادم افتاد فيلتره... نميدونی چه لذتی داشت با پروکسی فيلتر رو دور زدن و يهو مواجه شدن با آپديتی به اين مضمون: تولدم مبارک!

هر کاری کردم نشد پيام براش بزارم . بعد اومدم وبلاگم و کامنتش رو ديدم! حالا هم نتونستم براش کامنت بزارم اما از همينجا بهش ميگم سارا جان دل به دل راه داره! بدون اينکه کامنتت رو ببينم هوای خودت و وبلاگت رو کردم! و تولدت يه دنيا مبارک عزيزم...

BIRTHDAY%20CAKE.JPG

/ 0 نظر / 4 بازدید