gol2.jpg<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

دیشب بدر ماه کامل بود!

با یه عده از دوستانم  همراه با گروهی که 9 ساله هر ماه وقتی ماه کامل میشه ، میرند و بدر ماه رو تماشا میکنند ، رفتیم درکه، جنگل کارا. از ساعت 4تا 12 شب اونجا بودیم!

فکر میکردم باید جو گروه روحانی تر و دلپذیر تر باشه اما خوب هر کسی سلیقه ای داره! سوای این موضوع تاحالا کوهستان رو تو شب تاریک حس نکرده بودم. مهتاب عین فانوس پرنوری همه جا رو روشن کرده بود. ماه با آرامش از فراز کوه ها نمود پیدا کرد و  من مثل همیشه به انرژی ساطع از ماه ایمان آوردم...

به قدری مشکلات و مسائلم تو اون ساعات برام بی معنی و خنده دار بود که تا تجربه نکرده بودم معنی این دوری از مسائل رو نمیفهمیدم...

دیشب به موضوع مهمی پی بردم.

فهمیدم اگر کسی بخواد میونه من رو با اطرافیان و دوستانم بهم بزنه باید تا ابد ازش سپاسگذار باشم!چون این فرد باعث شده دوستان واقعی من از صافی شک و تردید نسبت به من گذر کنند و گلچین و دست چین بشند!

خیلی وقتها عدو شود سبب خیر!

معتقدم در زندگی ما هیچ چیز تصادفی نیست. هیچ اتفاقی از سر معجزه رخ نمیده! هر سلامی که بکنیم و هر جمله ای که بگیم سازنده اتفاقی جدید در زندگیمونه. هر کی که وارد زندگی ما بشه ( چه شر برسونه چه خیر) در نهایت درس بزرگی به ما میده. اگر شررسان باشه تحمل، صبر و در نهایت لبخند زدن از سر آسودگی و بیخیالی به پلیدیهای دیگران و اگر خیر رسان باشه ، به دست آوردن محبت دیگران با نیکی کردن را میشه ازش یاد گرفت!

فهمیدم بخشیدن هنر بزرگیه که باید یاد بگیرم و نفرین کردن اول از همه روح خودم رو پر از آلودگی میکنه... فهمیدم که هر کس که بعد از دوستی با من دشمنی رو پیشه میکنه ، حرفهای زیادی برای گفتن داشته که من یا نشنیدم یا نخواستم بشنوم... و امروز باید فرصت گفتن به او و شنیدن به خودم بدم.

فهمیدم هیچ انسانی بد نیست حتی اگر خلافش ثابت بشه! تا دیروز تقریبا مطمئن بودم هیچ انسانی بد نیست تا زمانی که خلافش ثابت بشه!

فهمیدم زمانی حق دارم دیگران رو نقد کنم که خودم فردی نقد پذیر باشم....

...

فهمیدم که هر شخص به من بدی کنه و از تمام اعتمادی که در دوستی بهش کردم سو استفاده کنه، در واقع به وجدان و روح خودش خیانت کرده ...

فهمیدم که هر چقدر از اعتمادم سو استفاده بشه باز هم تقصیر به صداقت من نیست و نباید باقی عمر را با این فکر سر کنم که اعتماد و صداقت اشتباهه! این میان گناه بر گردن سو استفاده کنندست که با این کارش باعث شد دوستی و اعتماد من نسبت بهش از بین بره! در واقع او بازنده اصلیست که یک دوست از میان دوستانش خارج شده و من برنده اصلی ،که امروز اونو شناختم نه فردا ! به معنی دیگر این تجربه رو قیمتی ارزانتر از فردا به دست آوردم!..

من دیدم که اگر پشت سرم بد گویی باشه باید با اعمال خودم کاری کنم که همه بفهمند تمام اراجیفی که پشت سرم گفته میشه در حد لعنت هم نیست ، نه اینکه خودم به کاری کنم که دیگران باور کنند...

فهمیدم شجاعترین افراد آنهایی هستند که مسئولیت هر کاری رو که انجام میدند میپذیرند و کسی که قبول نکرد مسئول فلان اعمالشه فرد خطرناکی نیست چون آدم ترسو که به هیچ کس نمیتونه ضرر برسونه!...

رسیدن به این نتایج خیلی ارزشمند بود. شاید به قیمتی گزاف به دست آمد اما میارزید! این حرفها تا زمانی که تجربه نشه برای هر کس فقط حرفه و اگر در عمل توانستید این آرامش رو به دست بیارید با افتخار به خود ببالید!

دیشب بدر ماه کامل بود...

 

امشب در سر شوری دارم

امشب در دل نوری دارم

باز امشب در اوج اسمانم

رازی باشد با ستارگانم

...

با ماه و پروین سخنی گویم

 وز روی مه خود اثری جویم...

 

پی نوشت: دوست عزیزی که اسم ازت نمیارم و پی ام هات نشان از نگرانی دوستانه ی تو نسبت به حال من بود ، مطمئنم دوستی با تو از ارزشمنترین هدایای این اتفاقات چند روزست...دوستی تو به من ثابت شد!... امیدوارم لایق دوستی با تو باشم.

 

/ 0 نظر / 2 بازدید