قصه ها چگونه ساخته میشوند؟

عصر پریلکس در یونان باستان، عصر طلایی شمرده میشود. در این دوره ، ادبیات،هنر و فلسفه شکل میگیرد.جامعه از وجود متفکرین بهره مند میشوند و شهروند یونانی در مسیر حکمت و هنر سرآمدتاریخ میگردد.یکی از فنون هنری که نگرش اجتماعی را در آن عصر دنبال میکرد ، فن سخنوری بود.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

فن سخنوری و خطابه وسیله تهییج ملی برای جنگها ،افشای خائنین و ابلاغ پیامها و رسالتهای مهم  و یا حتی سخنوری آکادمیک بود.

نقل است که پریلکس برای تقویت بنیه سخنوری خویش تمریناتی انجام میداد.

و در مقابل امواج خروشان دریا ( در ساحل) ، به تمرین صدا میپرداخت تا سخنانش در بین همهمه ی مردم گم نشود. یا دست خود را میبست و به تنهای سخن میگفت تا حرکت و فیزیک بدنش را تنظیم کند. اطراف سرش را خنجرهایی تنظیم میکرد تا به هنگام سخنوری حس لازم را به اندامهای صورت خود داده باشد.همه این تمرینات و فنون برای تقویت فنون سخنوری بود.

این هنر بعدها پایه فنی به نام بازیگری تئاتر گردید که به این عصر نیز کشیده شده است. برلوت برشت میگوید: نمایشنامه نویسی جدید، که با خیال راحت به کار خود ادامه میداد تمام فنون سخنوری را به کار گرفت تا به این تئاتر بفهماند که باید خود را یکسره و از بن دگرگون کند اما تئاتر این سخنان را به گوش نگرفت، اگر به دنبال پاسخ سئوال اصلی هستیم باید آن را در دو موضوع قالب و مضمون در قصه جستجو کنیم.در شیوه شکل گیری قصه نوعا به دنبال پی یافت قالب بوده اند تا موضوع.

اگزوفانس فیلسوف ، برای تاثیر سخنان فلسفی 9خویش بهترین شیوه را در قالب قصه دید ، قصه های او به خاطر حس همذات پنداری و ارتباط نزدیک با قوه فاهمه عامه توانست موفقیتهای کسب کند. اما همو قصه را با موسیقی در آمیخت تا حس واقعی و جنبش قصه را تشدید کند.

(ادامه دارد...)

 

خارج از تحرير: وبلاگ افکار بزرگ؛با افکاری بزرگتر آپديت شد!

/ 0 نظر / 10 بازدید