gol2.jpg

آن روز که من نباشم...

1qo3sp

آره!
اون روز که نباشم ديگه کدوم زيتون رو ميشه خورد و طعم من رو حس نکرد؟
اون روز که من نباشم ديگه کدوم دختري با پاييزي ترين اسم دنيا دل پر بهارش رو گاهي زمستوني ميکنه و گاهي تابستوني؟
اون روزي که من نباشم ديگه چه جوري ميشه به هر اشکي خنديد و به هر خنده اي گريست؟
واي مگه ميشه من نباشم؟
من!
مني که پر از حرفم...
پر از دردم...
اين منم!
روزي که من نباشم بهانه اي براي باريدن برف باز هم هست؟
اصلا کسي هست که بره وسط باغچه پر برف و تو استخر پر از برف هي داد بزنه خدايا بازم برف بفرست؟
اون روز اصلا کسي هست که دلش بخواد ولنتاين رو جشن نگيره و جاش چند روز بعد بهشت رو مهمون خونه کنه؟
اون روز واي خدايا! اون روز يعني چه رنگيه؟ تو چه فصليه؟...
اون روز ديگه کي ميتونه مست کنه و مست نشده هم مست باشه؟
اون روز ديگه پاييز اصلا دلش مياد دوباره برگرده قاطي سال؟
واي بدون من! بدون من چه جوري ميشه که اين وبلاگ گاهي اوقات اپديت بشه!
اون روز بدون من دنيا چقدر زيباتر ميشه...

/ 0 نظر / 3 بازدید